قهرمان ميرزا عين السلطنه
1508
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مشغول تهيهء حمله به پاورود هستند . سيد تراب همه افسادها را كرده حالا تمام را گذاشته و رشت رفته است . از قرار معلوم تمام خيالش اين بود كه كارى بكند برهان السلطنه مغضوب شده طهران بماند ، ابو الحسن ميرزا هم در ميانه زخمى يا كشته شود ، در كمال امنيت و راحتى به سر دهات نشسته حكومت كند . اسباب را هم فراهم كرد اما خيلى از اندازه خارج كه ممكن نشد تحمل كنيم . اما به همان شكلها اگر پيش رفته بود به مقاصد خود مىرسيد . تلگراف بارى تلگراف حكومت سال نو هم رسما رسيد . خانهء امام جمعه بردند و مردم آنجا رفته زيارت كردند . دو تلگراف تغيّر و تشدد هم براى رشيد الدوله رسيد . دويست تومان هم فخر الممالك داد كه بروات را رد كند ، نداد . ما هم بروات را المثنى صادر كرده داديم . پول را هم پس گرفتيم . كارد بزنى خونش درنمىآيد ، مثل موش شده . نعش مرحومه عزيز الدوله را به قم برده در مقبرهء شاه مرحوم دفن كردند . شعاع الدين ميرزا هم همراه جنازه رفته بود . انكار علماى طهران دوشنبه غرهء ذيقعده الحرام - رفتن شاه را به فرنگستان بطور حتم مىنويسند . قرض دولت هنوز محققا معلوم نيست . علما قدرى انكار دارند . بعد از فوت حاجى ميرزا حسن آشتيانى حالا آقاى آقا سيد على اكبر تفرشى اول شخص شده . پسر امام جمعه از عتبات آمده بسيار ترقى كرده . به اين روش اگر جلو برود از همه بالاتر خواهد شد . جنگ طارم از جنگ طارم بنويسم . همينقدر كه گوهر و ابو الحسن ميرزا گرفته شد اشرار پاورود را تخليه كرده فرارا بهسمت ماسوله و خاك گيلان رفتند . فقط دو نفر از آنها گرفتار شدند . سبزعلى را هم كسان ابو الحسن ميرزا آورده تسليم كردند . فورا جمعيتى برداشته و از عقب اشرار به گيلان رفته ، حالا در شهر از غارت گوهر چيزها مىگويند . حسام نظام پاك منكر است . اما گويا رعيت درام و انذر و حسن خان ياورگوش به حرف حسام نظام نداده غارت كردهاند . اما قبل از وقت آنچه مرغوب بود خارج كردهاند و چيز زيادى نبوده است . پنجشنبه 11 ذيقعده - اول درجه حوت . دو روز قبل باز يك برف آمد هوا هم سرد